تبليغاتX
فلسفه

:وقتي امام حسين ع در سوم شعبان چهارمين سال هجري متولد شد پيامبر درباره ميلاد دومين نواده اش خبرهايي داد. او به خانه دخترش رسيد و نوزاد کوچک را در آغوش گرفت و اذان و اقامه در گوش هايش گفت. افراد اطراف پيامبر، قطرات اشک را در چشمانش ديدند.
فاطمه س چرايي اين امر را پرسيد و پيامبر به دخترش پاسخ داد که اين نوزاد به شهادت خواهد رسيد. ولي با افزودن نکته اي او را تسلي بخشيد. خداوند امتي را خواهد آفريد که تا روز داوري براي حسين ع سوگواري مي کنند.هنگامي که شهادت امام حسين ع و يارانش را در عاشورا يادآور مي شويم صرفا به خاطر فقداني در جايگاه فردي مسلمان سوگوار نمي شويم. آري جهان اسلام امام عصر خويش را در صحراي کربلا از دست داد، اما وقتي عاشورا را يادآوري مي کنيم واقعه اي بسيار عظيم تر از نبرد دلاوراني چند در دوره زماني خاص است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه 1386/10/29ساعت 15:25 توسط peyman |

افلاطون مي کوشد عدالت را در دو حوزه بررسي کند؛ حوزه فردي و دروني نفس و حوزه جمعي و بيروني حکومت.
توگويي نفس انسان مملکتي است که تمامي اميال و انديشه هايش بايد تحت حکومت عقل قرار گيرند تا تمامي اجزاء و اعضاي آن به عملکرد طبيعي خود نائل شوند و عدالت و توازن دروني فرد محقق گردد وگرنه نفس دچار بي عدالتي و تباهي خواهد شد (به گمان او نفس 3 جزء دارد: قوه عقليه ، قوه غضبيه که شجاعت ذيل آن قرار مي گيرد و قوه شهويه). جامعه نيز چون انساني است که قوا و اعضايي دارد و اينها بايد تحت حکومت فيلسوف پادشاه (که به مثابه عقل است) قرار گيرند. نگارنده اين مقاله همين مطلب را در کتاب جمهوري افلاطون پي مي گيرد. اگر اين اظهارنظر وايتهد را به ياد آوريم که کل تاريخ فلسفه شرحي برافلاطون است ، از يافتن مايه هاي ديالکتيک تپنده هگل و مارکس در آثار او تعجبي نخواهيم کرد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه 1386/10/29ساعت 15:23 توسط peyman |

هنوز به طور دقيق مشخص نيست که رئاليسم و بويژه رئاليسم علمي دقيقا در مورد چه چيزهايي بحث مي کند يا بايد بحث کند و به همين دليل نمي توان انتظار داشت که حتي مجموعه اي مشتمل بر چند مقاله بتواند تمامي ابعاد چنين بحث فلسفي را روشن کند؛ اما به هر حال ، اين نوشتار سعي کرده است در ارتباط با اين بحث که به تعبير رزنبرگ يکي از جنجالي ترين مسائل وموضوعات در فلسفه علم است ، بپردازد.
يکي از مسائل جذاب و مورد علاقه فلاسفه در حوزه مباحث معرفت شناسي در طول تاريخ ، رئاليسم است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه 1386/10/29ساعت 15:21 توسط peyman |

 
موضوع نوشتار پيش رو «ديدگاه هاي تاريخي و سياسي ايمانوئل کانت» است.
آزادي به مفهوم کانتي آن ، مادامي که با آزادي هر فرد ديگر، بتواند در چارچوب يک قانون عمومي برقرار باشد، تنها حق اوليه اي است که به هر انساني به دليل انسان بودنش تعلق دارد. کانت همه ديگر اصل هاي حقوق بشري مانند برابري و استقلال انسان را از همين اصل بنيادين آزادي مشتق مي کند. در اين نوشتار تلاش شده مفهوم آزادي و فلسفه سياسي کانت مورد بررسي قرار گيرد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه 1386/10/29ساعت 15:18 توسط peyman |

حقوق شهروندي چيست؟ چه اشتراکات و افتراقاتي ميان حقوق شهروندي و حقوق مفهومي وجود دارند؟ تاريخچه تفکر درباره حقوق شهروندي به کجا بر مي گردد؟ اينها پرسش هايي هستند که در اين مقال به بحث گذاشته مي شوند.
در تفکر سياسي معاصر حقوق شهروندي به طور مشخص به نزاع سياهان امريکايي براي برقراري تساوي در دهه هاي 1950 و 1960 برمي گردد. هدف از اين درگيري ها رسيدن به تساوي شهروندي در سايه يک حکومت دموکراتيک ليبرال بود. حقوق شهروندي ، حقوق قانوني اوليه اي هستند که به هر شخص ، به دليل جايگاهي که به عنوان يک شهروند دارد، تعلق مي گيرد. اين حقوق که شامل حقوق اقتصادي ، سياسي و شخصي مي شوند شهروندي آزاد و برابر را شکل مي دهند. هيچکدام از متفکران معاصر شخص يا اشخاص را به اين دليل که متعلق به نژاد، رنگ ، جنس ، مذهب ، خاستگاه ملي يا ناتوانايي جسماني خاصي هستند از اين حقوق اوليه محروم نمي دانند. اصول تبعيض ستيزي از محورهاي متعارف در بحث هاي سياسي حال حاضر محسوب مي شوند. به هر نحو اختلاف نظرهاي زيادي در اساس و گستره اين اصول و شيوه هاي اجرايي آنها در قانون و سياست وجود دارد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه 1386/09/29ساعت 18:17 توسط peyman |

مفهوم توسعه و توسعه نيافتگي ، تقريبا از نيمه دوم قرن بيستم در جهان متداول شده است.
خرابي هاي ناشي از جنگ جهاني دوم و ضرورت بازسازي هاي وسيع ، بويژه در کشورهاي اروپايي که صدمه زيادي ديده بودند، طرح هاي گوناگوني را در زمينه عمراني و آبادي مطرح کرد. رشد اقتصادي يا افزايش متغيرهاي کمي اقتصادي مانند توليد ناخالص داخلي و درآمد سرانه که در آغاز نشانه توسعه و پيشرفت به شمار مي آمد، بزودي با ايجاد شکاف بيشتر ميان کشورهاي غني و ديگر کشورها، به عنوان تنها عامل موثر در توسعه ، مورد ترديد واقع شد و چگونگي توزيع منافع از رشد اقتصادي و مباحث ديگر مربوط به عدالت اجتماعي ، ابعاد ديگري از توسعه را مطرح کرد وکاهش فقر، نابرابري و بيکاري به عنوان شاخص توسعه ديگر کشورها مورد توجه قرارگرفت ؛ زيرا اين شاخص ها بخوبي مي توانند نشان دهنده ميزان موفقيت يا عدم موفقيت کشورها در دستيابي به مواهب توسعه به شمار آيند.
درهم تنيدگي ابعاد مختلف اقتصادي ، اجتماعي ، سياسي و فرهنگي توسعه ، ضرورت رويکرد يکپارچه به اين موضوع را مورد تاکيد قرار مي دهد. اگر افزايش توليد ناخالص داخلي در يک کشور با افزايش فقر، بيکاري و نابرابري همراه باشد، مي توان نتيجه گرفت که توسعه به مفهوم واقعي در آن جامعه رخ نداده است. در اين مقاله مفهوم واقعي توسعه با تطبيق بر مثال هايي از کشور خودمان و ديگر کشورها بررسي شده است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه 1386/09/29ساعت 18:15 توسط peyman |

به طور مسلم چهره فلسفي و منطقي اي که از راسل تا امروز ديده ايم ، موجب شده است چهره سياسي و اجتماعي او آن گونه که بايد و شايد مورد توجه قرار نگيرد.
اين نکته اي است که بسياري از آن غفلت کرده و به همين دليل آن گونه که بايد و شايد نتوانسته اند به تحليلي منصفانه و دقيق درباره آثار او بپردازند. زندگي متفکري که انديشه هاي علمي ، فلسفي ، سياسي و اجتماعي او به موازات هم رشد کرده و از او فيلسوفي آزادمنش و طرفدار صلح به جهان عرضه کرده است. در ابتدا، دوران حيات راسل به 3 مقطع زماني تقسيم شده و سپس رويدادها و تحولات مربوط به هردوره مورد بررسي قرار گرفته است. در انتها نيز نگاهي گذرا به سير نگارش آثار راسل خواهيم داشت.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه 1386/09/29ساعت 18:12 توسط peyman |

اقتصاددانان متاخرتر مانند آدام اسميت ، وبلن و مارشال بر اهميت سرمايه انساني در توليد تاکيد دارند.
آدام اسميت به تمام ذخاير سرمايه ثابت و توانايي هاي ضروري و مفيد يک کشور و همچنين تمام ساکنان آن کشور سرمايه مي گويد.مارشال از آموزش و پرورش نيروي انساني به مثابه يک سرمايه گذاري ملي و باارزش ترين بخش سرمايه هاي ملي ياد مي کند. اکثر اقتصاددانان معتقد هستند که کمبود سرمايه گذاري در سرمايه هاي انساني ، عامل اصلي نازل بودن سطح رشد اقتصادي کشورهاي در حال توسعه است و تا زماني که اين کشورها آموزش و پرورش ، استفاده از علوم و . . .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه 1386/09/29ساعت 18:10 توسط peyman |

در اين که تحقق اصل عدالت همواره يکي از آمال اصلي و مشترک آدميان بوده و هست کمتر کسي مي تواند ترديد کند.
با وجود اين، در مقام تعريف، استدلال و بيان مصداق عدالت مناقشات و اختلاف راي هاي فراواني وجود دارد. پرسش هايي که در زمينه عدالت مطرح شده ، پاسخ هاي گوناگون و گهگاه متعارض را به دنبال داشته است.
گروهي در شناخت مفهوم عدالت به امر واقع نظر دارند و گروهي ديگر وجهه آرماني آن را در کانون توجه خود قرار مي دهند. اين مناقشات حتي خود را در بحث درباره معيارهاي عدالت نيز نمايان مي کند. گروهي بر ساحت آرماني عدالت و گروهي ديگر بر مصاديق عيني و ملموس آن تاکيد مي کنند. در اين مقاله به اجمال به بررسي مفهوم عدالت در جهان سنتي و مدرن غرب مي پردازيم و تفاوت اين دو ديدگاه را مورد توجه قرار خواهيم داد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه 1386/09/22ساعت 16:14 توسط peyman |

 جمله موانع بنيادين براي تفکر انتقادي تک سبب بيني است. اين مانع بدان معنا است که ما از آن بابت که انسانيم نمي توانيم همه عوامل دخيل در پديده اي را تشخيص دهيم و معمولا_ بر يک عامل متمرکز مي شويم.
ذهن آدمي را حوزه اي «علت ياب» مي نامند. به عبارت ديگر، علتيابي را از ويژگي هاي ذهن به حساب مي آورند و اين البته با موضوع «اصل عليت » يکي نيست.
اصل عليت يک مقوله فلسفي و مابعدالطبيعي است در حالي که «تبيين علي» موضوعي در معرفت شناسي و شاخه اساسي آن فلسفه علم به حساب مي آيد. از لحاظ قدمت البته موضوع اصل عليت بر تبيين علي مي چربد. علاوه بر اين نمي توان اين نکته را ناديده گرفت که تبيين علي، واديهايي بس تازه براي اصل عليت فراهم کرده و به روي آن چشم اندازهاي جديدي را گشوده است؛ هرچند که آبشخورهاي تبيين علي، در آغاز پيدايش معرفت شناسي جديد، با مقوله عليت بي ارتباط نيست.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه 1386/09/22ساعت 16:12 توسط peyman |

هنگامي که سخن از پيوند دو مقوله به ميان مي آيد اهميت موضوع آنگاه نمايان مي شود که ابتدا هر کدام از اين دومقوله مورد بررسي و تحليل قرار گيرند.
مسلما فلسفه و تعليم و تربيت نيز نه تنها از اين قاعده مستثني نيستند بلکه چنين تحليلي پيرامون اين دو مقوله از اهميتي مضاعف برخوردار است. فارغ از تحليل لغوي واژه فلسفه به راستي مي توان چنين گفت که فلسفه از جمله مفاهيمي است که شايد نتوان هرگز به اجماع کلي در مورد تعريف آن دست يافت. به نظر مي رسد ماهيت فلسفه به تناسب شرايطي که فيلسوف در آن قرار دارد تعريف مي شود. در اين مقاله به چگونگي ارتباط فلسفه با تعليم و تربيت پرداخته شده است. مي توان فلسفه را همچون ويتگنشتاين يک نوع فعاليت در نظر گرفت (اسميت1370:30).
چنين فعاليتي عميق نگريستن، همه جانبه نگريستن و نقادانه نگريستن را سرلوحه خود قرارمي دهد. فضاي فعاليت فلسفي در سه حوزه نظري ، دستوري و تحليلي است. در حوزه نظري فلسفه به دنبال حصول پيوستگي در قلمرو انديشه و تجربه است. مباحث ارزشي در قلمرو دستوري مطرح مي شود و تمرکز بر کلمات و معنا بر عهده فلسفه تحليلي است (نلر1383).


ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه 1386/09/22ساعت 16:10 توسط peyman |

شاخصه زبان عرفاني، گذر از امکان عقلي و محدوديت هاي منطقي زبان است. در زبان صوفيانه، متعلق شناخت عارفان از طريق زبان با علم و عقل تمايز مي يابد. مولوي سخن خود را طوري وراي عقل و ذهن مي داند. دکتر حميدرضا سليمانيان، روز 29 آبان ماه امسال در سخنراني خود با عنوان زبان عرفاني در تاملات فلسفي و زبان شناسي با نگاه به مولانا در کنگره تحقيقات و نقد ادبي در آثار مولانا، ضمن بيان مطلب بالا گفت: در قرن بيستم بررسي و تحليل فلسفي زبان رونق يافته و رويکردهاي معرفت شناسانه و هستي شناسانه زيادي به آن شده است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه 1386/09/22ساعت 16:8 توسط peyman |

رنه دکارت (1650 - 1596) عنوان پدر فلسفه جديد را به خود اختصاص داده است.
تلاش او در راستاي رهايي از سنت هاي فلسفي عصر خويش و بنيان نهادن فلسفه به شکل نوين بود. با طرد ارسطوگرايي مدرسي ، مرجعيت سنت (authority of tradition) و اعتبار حواس ، دکارت يک نظام فلسفي بنا نهاد که شامل روش تحقيق ، فلسفه مابعدالطبيعه ، فيزيک مکانيکي ، زيست شناسي و تبيين معرفت النفس مبتني بر علم اخلاق بود. از طرفي دکارت ، بنيانگذار هندسه تحليلي جديد است که تلفيق هندسه و جبر است.
يقين دکارتي نيز طرحي براي مابقي فلسفه اش مهيا کرد. دکارت در سراسر حيات خويش معتقد به هيات به هم پيوسته معرفت بود و براي بنا کردن آن تلاش کرد. معرفت براي دکارت با متافيزيک آغاز مي شود و شروع متافيزيک نيز با خود بود. از خود به خدا مي رسيم و از طريق خدا به معرفت کامل نفس و بدن نائل مي شويم.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه 1386/08/28ساعت 16:48 توسط peyman |

انديشمندان و نظريه پردازان مکتب کلاسيک اقتصاد، بويژه آدام اسميت و ديويد ريکاردو ، اولين تحليل هاي منسجم و روشمند از توسعه را مطرح کردند.
از اين ديدگاه ، افزايش جمعيت ، افزايش قلمرو و دامنه بازار، تقسيم کار، انباشت سرمايه ، پيشرفت فني و افزايش بهره وري و تجارت آزاد بعلاوه دولتي که شرايط مناسب را براي فعاليت هاي بخش خصوصي فراهم کند و حداقل دخالت را در امور اقتصادي داشته باشد، مجموعه عوامل اساسي رشد و توسعه محسوب مي شوند. اقتصاددانان کلاسيک ، چگونگي ارتباط اين عوامل را با يکديگر و تاثيري که بر رشد و توسعه مي گذارند، در چارچوب تحليلي کلان نشان مي دادند؛ چارچوب تحليلي که بعدها به نام جان مينارد کينز در تاريخ انديشه هاي اقتصادي ثبت شد.با ظهور مکتب نئوکلاسيک ، از يک سو چارچوب تحليلي اقتصاددانان کلاسيک و از سوي ديگر، اهميت تجزيه و تحليل مساله رشد و توسعه مورد بي مهري قرار گرفت و مساله تخصيص بهينه عوامل توليد کمياب در چارچوب تحليلي خرد اقتصادي که طي آن وضعيت هاي خاص مانند آثار تغيير تعرفه هاي کالاهاي کشاورزي بر واردات و توليد کالاهاي کشاورزي مورد مطالعه قرار مي گيرد و بر آن تاکيد مي شود.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه 1386/08/28ساعت 16:44 توسط peyman |

 
تفکر انتقادي را تفکري مي دانند که به شيوه هاي استدلال کردن و فکر کردن بسيار حساس است و مي خواهد مبتني بر مقدمات درست به نتايجي موجه دست يابد.
گروه دين و انديشه خبرگزاري مهر در صدد است در قالب چند مقاله مهمترين بحثهاي موجود در تفکر انتقادي را فرآروي ذهن و زبان خوانندگان قرار دهد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه 1386/08/28ساعت 16:41 توسط peyman |

 
شناسايي حقوق بشر توسط دولتها و به کارگيري مکانيسم هاي حقوقي براي حمايت از آن به تنهايي براي مقصود کافي نيست. جنبه هاي حقوقي يک بعد قضيه است.
بعد مهمتر و اساسي تر، بعد اقتصادي و اجتماعي حقوق بشر است و تا زماني که گامهاي موثري در اين راه برداشته نشود نمي توان به پيشرفت واقعي حقوق بشر اميد بست.
آزادي اجتماعات يکي از آزادي هاي اساسي و عبارت است از اين که افراد بتوانند آزادانه و به طور مسالمت آميز دور هم گرد آيند و از افکار و عقايد يکديگر بهره گيرند و هيچ گونه مانعي براي تجمع آنها در بين نباشد.


آزادي اجتماعات شامل 2نوع آزادي است : آزادي اجتماع موقت يا آزادي اجتماع عمومي و آزادي اجتماع غيرموقت يا آزادي مجامع و انجمن ها.چون نظامات اين آزادي ها با يکديگر فرق دارد، از اين رو جداگانه به بررسي آنها مي پردازيم.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه 1386/08/28ساعت 16:33 توسط peyman |

در اوان قرن بيستم و به جهت تسلط فلسفه تحليلي ، زيبايي شناسي طبيعت فرصت ظهور و بروز پيدا نمي کرد، اما ديري نپاييد که با کمرنگ شدن تسلط فلسفه تحليلي ،اين گونه زيبايي شناسي مجددا مطرح شد.
اين مقال فرازوفرودهاي اين نوع زيبايي شناسي را در سده بيستم به بررسي مي نشيند.
مطالعه زيبايي شناختي قرن بيستم با تاکيد بر زيبايي شناختي تحليلي ، به عنوان شاخه اي از فلسفه هنر، در اواسط اين قرن در پايين ترين حد خود قرار داشت. در همين زمان اين نگاه که ارزيابي زيبايي شناختي طبيعت کاملا تحت الشعاع هنر قرار مي گيرد و حتي اين ايده که در اينجا ارزيابي زيبايي شناختي وجود ندارد، از سوي برخي متفکران دفاع مي شد؛ تا اين که در يک ربع آخر قرن بيستم ، عکس العملي در مقابل فراموش کردن طبيعت به عنوان شاخه اي از زيبايي شناختي به وجود آمد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه 1386/08/28ساعت 16:29 توسط peyman |

 
در ميان انواع و اقسام فلسفه هاي مرتبه دومي که وجود دارد فلسفه اخلاق از جمله کاربردي ترين آنها به حساب مي آيد.
اين نحله هم اکنون بجد با ضرورت ها و واقعيت هاي جوامع انساني عجين شده است. اين تحليل نگاهي دارد به موقعيت ممتاز فلسفه اخلاق از اين چشم انداز.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه 1386/08/28ساعت 16:17 توسط peyman |

 
اگرچه اغلب پيرس را به عنوان بنيانگذار پراگماتيسم مي شناسند اما نماينده بزرگ آن ويليام جيمز (1910 - 1842) فيلسوف و روان شناس امريکايي است.
او تحصيلات خود را در رشته پزشکي به پايان برد و در سالهاي 1872 - 1907 در دانشگاه هاروارد تدريس کرد. او عقيده داشت همان گونه که گوته نويسنده و شاعر توانمند آلماني از زبان فاوست گفته ، عمل بر هر چيز مقدم است.
عمل بايد ملاک حکم و قضاوت قرار گيرد و فکري درست و نزديک به حقيقت است که براي عمل مفيد و داراي نتيجه نيکو باشد. اين مقاله رهيافتي است به انديشه هاي عملگرايانه جيمز.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه 1386/08/28ساعت 16:13 توسط peyman |

:در دنياي معاصر فرصتها و کاميابي هاي افراد اساسا به اين بستگي دارد که چه نهادهايي در جامعه وجود دارند و چگونه عمل مي کنند. سازوکار بازار يکي از اين نهادهاست.
سازوکار بازار، يک نظم بنيادي است که از طريق آن مردم مي توانند با يکديگر مراوده داشته باشند و به فعاليت هايي که منافع متقابل دارد بپردازند بنابراين ايجاد نهادهايي که از بازار حمايت مي کنند و به عملکرد بهتر بازار ياري مي رسانند ، بسيار مهم و ضروري به نظر مي رسد.
اغلب اين نهادهايي که از بازار حمايت مي کنند توسط دولت ايجاد شده است. توانايي دولت براي ايجاد اين نهادها، عامل اصلي تعيين چگونگي رفتار افراد در بازار و عملکرد بازارهاست.
تدارک موفقيت آميز اين نهادها، اغلب تحت عنوان «حکمراني خوب» مطرح مي شود. در اين نوشتار پس از مروري بر تعاريفي که از مفهوم حکمراني ارائه شده است به بررسي مفهوم حکمراني خوب پرداخته مي شود.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه 1386/08/28ساعت 16:9 توسط peyman |

پرسش آن است که فلسفي کردن بيشتر اصول فقه ، آيا چاره اي بر معضلات فعلي اين ساحت است؟ پاسخ نگارنده آن است که اصرار بر رسيدن به يک «اصول فقه فلسفي» برآيند عدم توجه بر تفاوت ماهوي ميان دو جريان متفاوت «وحي مبنا» و «ذهنيت بسنده» در بستر سازمان علم مسلمين است ، که اين اصرار در نهايت نتيجه اي جز کژتابي و ناکاري اصول فقه و بازتوليد غيرفلسفي اين ساحت با معضلاتي کمابيش از هم اين دست ، نخواهد داشت.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه 1386/08/28ساعت 16:2 توسط peyman |

فرهنگ رضايت طلبي:اقتصاد سرمايه داري مدرن از ديدگاه ها و نقطه نظرهاي مختلفي مورد انتقاد و ترديد قرار گرفته است. در اين ميان ديدگاه «جان کنت گالبرايت»، اقتصادداني که سالها مشاور اقتصادي روساي جمهور امريکا از «فرانکلين روزولت» تا «جان.اف کندي» بود، به يقين جايگاه ويژه اي دارد.
گالبرايت تحت تاثير مکتب نهادگرايي امريکا و «تورستين وبلن» بود. در آرا و عقايد اين مکتب ، جامعه متشکل از نهادهاي گوناگون است که نظام اقتصادي يکي از مهمترين آنهاست.
از نقش اين نهادها، فرهنگ جامعه شکل مي گيرد و بدين ترتيب نظام اقتصادي در فرهنگ متجلي مي شود. اين مقاله رهيافتي است به اين موضوع.
گالبرايت معتقد بود . . . .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه 1386/08/10ساعت 16:31 توسط peyman |

انسان از ديدگاه اونامونوموضوع اين نوشتار ، انسان شناسي ميکل دو اونامونو است. او که از فيلسوفان نامي سده 19 به شمار مي رود ، پيرو مکتب اگزيستانسياليسم بوده ، بررسي سرنوشت و عشق انساني را وجه نظر خود قرار داده است و هر نوع عنوان ثابت و جزم گرايي را در باب انسان رد مي کند و درباره سرنوشت انسان ، نگران و دلواپس بوده و مي گويد:«انسان موجودي است که متولد مي شود، درد مي کشد و مي ميرد»؛ به عبارت روشن تر، او سعي دارد از سرنوشت انضمامي و انسان رگ و پوستي و با گوشت و استخوان ملموس آگاهي يابد. ما در اين نوشتارنظريات ناب وي را درباره اين مساله از نظر مي گذرانيم.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه 1386/08/10ساعت 16:25 توسط peyman |

اکثريت رضايت طلببر اساس نظر گالبرايت يکي از نتايج نامطلوب ناشي از عملکرد اقتصادي نظام صنعتي جديد اين نکته است که رفتار اجتماعي افراد به وسيله نهادهاي فني هماهنگ مي شود.
اين نهاد کالا توليد مي کند و رفاه اجتماعي را با توليد کالا تشخيص مي دهد. با انجام اين وظيفه نهاد فني نقش خود را در جامعه توجيه کرده و اين وظيفه را خود به عنوان هدف ملي تلقي مي کند. دولت نيز از نهاد فني در هماهنگي و ترفيع رفتار اجتماعي براي مصرف کالاهاي توليد شده حمايت مي کند. نهاد فني نيز متکي به دولت است زيرا از . . .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه 1386/08/10ساعت 16:15 توسط peyman |

هتلاشهاي کانت و هيوم براي فرار از نسبي گرايي زيبايي شناختييوم و کانت حکم زيبايي شناسي را به مثابه نمونه و سرمشقي از ذوق در نظر مي گرفتند. ذوق در زيبايي شناسي سده هجدهم به قوه ذهني بخصوص يا حالت خاصي از به کارگيري قابليت هاي ذهني اشاره دارد که در حکم زيبايي شناسي اعمال مي شود و نمود پيدا مي کند.
هيوم و کانت 2 مشخصه اصلي براي اين حکم مشخص مي کردند. اولي اين که چنين حکمي بر پاسخي به يک شي ئ استوار است.
يعني ما با توجه به ابراز نظر کسي نمي توانيم بگوييم شيئي زيبا يا زشت است و خودمان بايد به صورت بي واسطه با آن شي ئ در ارتباط باشيم.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه 1386/08/10ساعت 16:10 توسط peyman |

چالش جديد دولتها به جرات مي توان گفت پيچيده ترين مفهوم در سياست ، مفهوم دولت است ، اگرچه مي توان گفت علل به وجود آورنده دولت ، نگرش و هدف خاصي بود اما در حال حاضر در جهان دولتهاي گوناگوني از لحاظ ساختار و ايدئولوژي وجود دارند که هر کدام با توجه به مکتب فکري و آبشخورشان به مساله توسعه و رفاه جامعه مي نگرند.
بديهي است که مديريت توسعه کشورها در دست دولتهاست و از اصلي ترين وظايف دولت ، رشد توسعه در کشور است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه 1386/08/10ساعت 16:1 توسط peyman |

خاستگاه هاي تاريخي فلسفه فناوريخاستگاه فلسفه هاي مرتبه دوم چون فلسفه دين و فلسفه تاريخ به انديشه هاي هگل برمي گردد ، هرچند آنچه متفکران تحليلي از اين عناوين مي فهميدند با آنچه هگل مدنظر داشت بسي متفاوت است.
معروف است که براي اولين بار يکي از نوهگليان به نام ارنست کاپ مفهوم فلسفه تکنيک يا فلسفه فناوري را به کار برد.چند جريان به رشد فلسفه فناوري کمک کردند که يکي جريان پراگماتيسم بود. تاکيد بسيار جان ديوئي و ديگران بر مفاهيمي چون آموزش ، دموکراسي و هنر گويي فلسفه را به زندگي عادي نزديک مي کرد. او در باب صنعت و فناوري نيز سخناني ارائه کرده است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه 1386/08/10ساعت 15:25 توسط peyman |

جنسيت و چالش هاي پيش رو واپس گرايان و نوگرايان در مقوله زن با وجود تفاوت هاي ظاهري ديدگاه هايشان مشابه عمل کرده اند و در نقطه ناديده انگاري واقعيت زن و حقيقت زنانگي به هم مي رسند.
انديشه هاي مرد انگارانه کهن ، آنچنان در تفاوت هاي زن و مرد غرقه شدند که در نهايت زن را به دليل مرد نبودن از انسانيت ساقط کردند و در مقابل انديشه هاي مدرن ، چنان مقهور اشتراکات زن و مرد شدند که موجوديت و حقوق زنانه زن را به نفع مردان مصادره کرد.
زن در ديدگاه آنها انسان است اما با همه اوصاف مردانه ، در دوراني که ايده ها و انگاره هاي فمينيستي و نماد جهاني آن (کنوانسيون محو تبعيض عليه زنان) در محافل فرهنگي در حرکتي انفعالي ، تلقي به قبول مي شوند، رويکردهاي انتقادي فرصتي مغتنم به شمار مي آيند و اميد است به تعديل فضاي احساسي موجود، کمک کنند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه 1386/08/10ساعت 15:19 توسط peyman |

برهنگي «وجود» در غربيکي از گامهاي اساسي در آموختن فلسفه غرب ، اين است که مواجهه با وجود را دريابيم. قبل از اين که به مساله «وجود» بپردازيم ، بايد به زمينه هاي معرفت شناختي آن توجه کنيم.
تمايزي که ميان کيفيات اوليه و ثانويه ايجاد شد، نقطه عزيمت حرکتي است که به فهم وجود در غرب مي انجامد. فرض کنيد دست شما از واقعيت اشيا کوتاه باشد، در آن صورت منشا هر صفتي که به موضوعات بيروني نسبت مي دهيد، در خود شماست. مثلا اگر شما نبوديد رنگ ، بو، مزه و صوت معنا نمي يافت يا نظمي که پيرامون خود مي بينيد، شکل نمي گرفت.
اگر توانستيد خود را کاملا در اين فضا قرار بدهيد، بي اختيار درباره اين که اشيا في نفسه چگونه هستند، مي پرسيد و چون پاسخي نمي شنويد، احساس تنهايي مي کنيد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه 1386/08/10ساعت 15:13 توسط peyman |

ایتالیا در سال های 1932 – 1943 در ان کشور به وجود امد و جریان های مشابهی مانند نازیسم در المان و فالانژلیسم در اسپانیا به دنبال آن در همین خط سیر فکری به وجود امد .

اصول اساسی فاشیسم

اصول اساسی فاشیسم که موسولینی برخی از آنها ر در دایره المعارف ایتالیا در سال 1963 ابراز داشته بود عبارت اند از

 : 1 – حمایت از تبعیض نژادی  

 2 – مخالفت با اندیسه های سوسیالیستی 

  -  3- تبعیت همه گروه ها از دولت -  

  4 – تقدس پیشوا تا سرحد ممکن 

 5 – سیستم تک حزبی –

۶  - مخالفت با دموکراسی –

7 – اعتقاد شدید به قهرمان پرستی


ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه 1386/07/15ساعت 16:31 توسط peyman |